# بی‌زمزمه

احمد شاملو...

عاشــــ ـــــقان سرشکسته گذشتند، شرمسار ترانه‌های بی‌هنگام خویش.  و کوچه‌ها بی‌زمزمه ماند و صدای پا. سربازان شکسته گذشتند خســـــــــــــــــته          بر اسبان تشریح و لته‌های برنگ غرور نگونسار بر نیزه‌هایشان.  تو ... ادامه مطلب
/ 2 نظر / 16 بازدید