تا یادم نرفته است بنویسم

حوالی خواب های ما سال پر بارانی بود

می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای باز نیامدن است

اما تو لا اقل , حتی هر وهله , گاهی , هرازگاهی

بین انعکاس تبسم رویا

شبیه شمایل شقایق نیست!

راستی خبرت بدهم

خواب دیده ام خانه ای خریده ام

بی پرده , بی پنجره , بی در ,  بی دیوار... هی بخند !

/ 2 نظر / 4 بازدید
مانیا

وبت خیلی اوشمله اگه دوست داشتی بمن بشر بابای[قلب]

مانیا

وبت خیلی اوشمله اگه دوست داشتی بمن بشر بابای[قلب]